«وقت پایان دیوارهاست»
تماشای سخنرانی نفسگیر اوباما در میدان پیروزی شهر برلین، هیجانزدهام کرده است. خودم را به یک دوش آبگرم و یک کاسه پر از بستنی کاکائویی مهمان کردم!
صرفنظر از آن قسمتهاییاش درباره ایران و ناتو که شاید اوباما گریزی از مطرحکردنشان نداشته، شنیدن کلیت این حرفها، ذوقزدهام کرد. این حرفها را هر کس و در هر جایگاهی و به هر منظوری که بزند، برای من مغتنم است. شاید برای جهان هم!
این چند تکه از سخنرانی حسینآقامان را که مرا به هیجان آورد و باش ذوق کردم، بخوانید. بیشترش را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید:
مردم جهان! به برلین نگاه کنید! جایی که یک دیوار پایین کشیده شد، یک قاره متحد شد، و تاریخ ثابت کرد که هیچ چیز برای جهان لازمتر از آن نیست که متحد باشد.
فروریختن دیوار برلین، امید تازهای پدید آورد. اما همین نزدیکی، خطرهای تازهای را بر کشیده است - خطرهایی که به مرزهای یک کشور یا به مسافت دو سوی یک اقیانوس محدود نمیشوند.
تروریستهای 11 سپتامبر قبل از آنکه هزاران نفر را از سرتاسر جهان در خاک آمریکا بکشند، در هامبورگ طرحشان را ریخته بودند و در قندهار و کراچی آموزش دیده بودند.
نمیتوانیم جداجدا جان به در ببریم. هیچ کشوری، فارغ از اینکه چهقدر بزرگ یا قدرتمند است، نمیتواند بهتنهایی بر چنین چالشهایی فائق آید. هیچیک از ما نمیتواند این تهدیدها را انکار کند، یا از مسئولیت رویارویی با آنها فرار کند.
بزرگترین خطرها آن است که اجازه دهیم دیوارهایی تازه، ما را از همدیگر جدا کند.
دیوارهای بین داراترین و ندارترین کشورها نمیتواند پابرجا بماند. دیوارهای بین قومیتها و قبیلهها، بومیان و مهاجران، مسیحیان و مسلمانان و یهودیان نمیتواند پابرجا بماند. اینها دیوارهایی هستند که امروز باید خرابشان کنیم.
اگر توانستیم در نبرد باورها با کمونیسم پیروز شویم، میتوانیم در کنار اکثریت گستردهای از مسلمانانی بایستیم که افراطیگری را نمیپذیرند؛ افراطیگریای که نفرت را جایگزین امید میکند.
این لحظهای است که باید هدفمان را برای یک جهان بدون سلاح هستهای تجدید کنیم. دو ابرقدرت دو سوی دیوار این شهر، بارها به تخریبکردن همه آنچه ساختهایم و دوست داریم، بیش از حد نزدیک شدند. حالا که آن دیوار دیگر نیست، نباید به بیهودگی بایستیم و گسترش بیشتر آن هسته مرگبار را نظارهگر باشیم. الآن وقتش است که همه آن مواد هستهای بیصاحب را حفاظت کنیم؛ تا گسترش سلاحهای هستهای را متوقف کنیم؛ و زرادخانههایی را که از عصری دیگر باقی ماندهاند، کم کنیم. این لحظه آغاز جستوجو برای صلح جهانی بدون سلاحهای هستهای است.
این لحظهای است که باید کنار یکدیگر بایستیم تا کره زمین را نجات دهیم. بیایید تصمیم بگیریم که برای فرزندانمان دنیایی باقی نگذاریم که در آن اقیانوسها بالا میآیند و خشکسالی گسترش مییابد و توفانهای سهمگین مزرعههایمان را به تاراج میبرد. بیایید تصمیم بگیریم که همه کشورها - از جمله کشور خود من - به همان جدیتی که کشور شما اقدام کرد، وارد عمل شوند و کربنی را که به اتمسفرمان میفرستیم، کم کنند. این لحظهای است که آینده را به فرزندانمان بازگردانیم. این لحظهای است که باید یکی باشیم.
و این لحظهای است که باید به کسانی که در دنیای جهانیشده، جا ماندهاند، امید بدهیم. حالا جهان تماشا میکند و به یاد میآورد که اینجا چه میکنیم - در این لحظه چه میکنیم. آیا دستمان را برای مردمی در گوشههای فراموششده این جهان دراز میکنیم که آرزوی زندگیای ناظر به وقار و موفقیت، و امنیت و عدالت دارند؟ آیا در زمانه خودمان، آن کودک را در بنگلادش از فقر نجات میدهیم و آن پناهنده را در چاد پناه میدهیم و تازیانه ایدز را پس میزنیم؟
آیا در برابر شکنجه و پای حاکمیت قانون خواهیم ایستاد؟ آیا به مهاجران از کشورهای مختلف خوشآمد میگوییم و از تبعیضقائلشدن در حق کسانی که شبیه ما نیستند یا آنچه ما میپرستیم را نمیپرستند، دست خواهیم کشید و بر سر عهدمان به برابری و فرصت برای همه افراد میمانیم؟
[ترجمه روی زمانه]
ادامه مطلب