مصوبهای در همراهی با سبکزندگی عمومی
به نظرم تصمیم اخیر دولت برای تغییر ساعتکار ادارهها و مدرسهها در ماه رمضان، تصمیمی تابع انتخاب عمومی مردم و بههمیندلیل تصمیم بهجایی است.
احترام به سبکزندگی منتخب عموم مردم (و البته در درجهای بالاتر، احترام به سبکزندگی منتخب هر دستهای از مردم)، خصلت نیکویی برای یک دولت منتخب مردم است. اساساً میتوان یکی از جنبههای دولت منتخب در انتخابات عمومی را نمایندگیکردن خواستهای مردم در حکومت دانست.
تغییر ساعتکار ادارات و مدارس در ماه رمضان، یکی از مواردی است که به ذائقه عمومی مردم خوش میآید. البته مصوبه دولت تنها بر کارمندان دولتی و نظامهای زیرنظر آن (مدرسهها و بانکها) تحمیل شده و بخش خصوصی همچنان میتواند به هر سیاقی که میپسندد کار کند.
این مصوبه جنبههای مثبت قابلتوجهی دارد:
- دولت چیزی از دست نداده است. به خاطر روزهداری، بازده کاری اغلب مردم در ماه رمضان – دستکم در بُعد زمانیاش - پایین میآید و افرادْ تعدادساعتهای کمتری در مقایسه با ایام معمول سال میتوانند بهخوبی کار و فعالیت کنند. با مصوبه جدید، اربابرجوع بیش از پیش حق دارند از کارمندان در همان ۵ ساعت کاریشان، کار مناسب و بهاندازه طلب کنند و دیگر کسی نمیتواند اربابرجوع را به سادگی پیشترها بپیچاند!
- ساعتهای صرفشده برای خوردن نهار و نوشیدن چایی و دودکردن سیگار در ماه رمضان از برنامه کاری اغلب کارمندان حذف میشود و میتوان آن را از ساعتکار عمومی کارمندان کم کرد.
- حالا که تغییرساعت تابستانی در ایران معطل مانده، فاصله افطارکردن تا سحریخوردن به کمتر از ۹ ساعت تقلیل پیدا کرده است. با توجه به بالاگرفتن میزان رفتوآمدها در ماه رمضان به بهانه افطاری، در چنین شرایطی اگر کارمندان همچنان ناچار باشند سر ساعتهای قبلی سر کار بروند، عملاً از میزان استراحتشان کم میشود و این آثار منفی متعددی بر بازده عمومی جامعه میگذارد. با مصوبه جدید، به مدتزمانی که مردم ِ اغلب روزهدار برای استراحت بعد از سحریخوردن در اختیار دارند، افزوده شده و روزهدارها میدانند که این استراحت پس از سحریخوردن آخ که چهقدر میچسبد و جواب میدهد!
- بازار تهران که مشتری اصلی نظام بانکی کشور است، عملاً و پیش از این مصوبه دولت، در سالهای پیش در ماه رمضان حول و حوش ساعت ۱۰صبح آغازبهکار میکرده است. با مصوبه اخیر، پِرتی ساعتکار بانکها هم کمتر میشود.
...
همه اینها را از موضع یک شهروند عادی نوشتهام. قطعاً دولت برای چنین تصمیمهایی باید بهجز نظر شهروندان مثل من، به نظر کارشناسان هم اهمیت بدهد. هنوز نمیدانم نظر کارشناسان چهقدر با نظر من ِ شهروندْ همراه است.
+ نوشته شده در
2007/9/11ساعت 2:37  توسط هادی
|
حیف این «فارسی» نیست؟!
دردنامه محمدکاظم کاظمی را باید خواند تا دانست چرا هنوز که هنوز است در صفحه حوادث روزنامههای ایران، افغانها آدمبدهای همیشگیاند؛ همان نقشی که رنگینپوستها هنوز در صفحههای حوادث روزنامههای آمریکایی دارند. دردنامه این قلمورز فارسیزبان را باید خواند تا دانست چرا کارگر افغانی را میتوان از طبقه چندم ساختمانی به پایین پرت کرد و کشتاش و به هیچجا هم جوابی پس نداد...
با این حال به عنوان یک فارسیزبان تصور میکنم آنچه اینشبها در «چارخونه» تماشا میکنیم و گاه به آن میخندیم، نه لهجه افغانی و فرهنگ آن دیار است، که بهشگفتآمدن خودمان از این است که میتوان فارسی را بهدرستی و به این شیرینی (به شیوه نظیرشنبه و چهارشنبه) حرف زد ولی همچنان فارسیای که در کوچه و خیابان میشنویم، همین فارسی زمخت و خالیشده از عشوههای زبانی اصیلش است!
این است که هرچند با کاظم کاظمی همدردم که چرا باید این هموطنان آنسوی مرز ماندهمان را تنها به اعتبار مرز سیاسیای که بین ما کشیده شده، از خود پستتر ببینیم و به خود حق دهیم با آنها آن کنیم که بر خود روا نمیداریم، اما بهعنوان یک مخاطبْ اساساً چارخونه را مصداقی از بهسخرهگرفتن فرهنگی دیگر نمیتوانم ببینم؛ جرمی که شاید بتوان گفت صداوسیما در «شبهای برره» کمی مرتکبش شده بود.
+ نوشته شده در
2007/9/4ساعت 4:7  توسط هادی
|
چنین روزهایی؛ امام موسی صدر
اینروزها، همان روزهایی است که آیتالله موسی صدر یا (همانطور که دوست دارم خارج از ژست بیطرف ِ روزنامهنگارانهام جانبدارانه خطابش کنم) امام موسی صدر ناپدید شد.
نزدیک به سیسال است که امام موسی نیست و با وجود اینهمه سال که گذشته، هنوز اندیشهها و مهمتر از آن، تدبیرهای او برای جامعههایی به گونهگونی فرهنگی مانند لبنان و ایران میتواند کارساز و چاره باشد؛ بسا که تنها چاره و راهکار.
بعضیوقتها واقعاً میتوان حسرت نبودن کسانی را خورد. حسرت امام موسی، از همان حسرتهاست. حسرت بودن کسی که میشود درباره اسلام و هر باور دیگرش، با او حرف زد، بحث کرد، به چالش کشیدش، و او در پایان حتا بیآنکه متقاعدت کرده باشد، با مهربانی بدرودت بگوید...
حسرت کسی که احساس کنی اسلام از اینکه او نام این دین را بر دوش میکشد، شرمنده نمیشود...
جای امام موسی اینروزها خیلی خالی است!
+ نوشته شده در
2007/8/28ساعت 1:17  توسط هادی
|
کارکردهای پیدا و پنهان
به فاصله دهروز، دو اتفاق مشابه در ایالاتمتحده و در چین افتاده است.
بیستروزپیش شش معدنچی آمریکایی (گویا به خاطر رعایتنشدن مسائل ایمنی) در معدنی در ایالت یوتا گیر افتادندو از همان روز اول به لطف چشم و گوش هوشیار اندرسون کوپر، این خبر به یکی از خبرهای اول سیانان تبدیل شد که هر روز چندبار آخرین خبرها را درباره روند تلاش برای پیداکردن این معدنچیهای گیرافتاده پخش میکرد.
دهروزپیش هم ۱۸۱معدنچی چینی (به خاطر سیل که عاملی غیرقابلپیشبینی و خارج از توان برنامهریزی مدیران معدن چینی بود) در یک معدن در استان شاندونگ چین گیر افتادند. در این باره هم سیانان هربار آخرین خبرها را پخش میکرد که تصویری که هربار برای این خبرها پخش میشد، صدها معدنچی و صدها پلیس چینی را نشان میداد که داشتند سعی میکردند با قراردادن صدها کیسه شنی در برابر جریان سیل، جلوی غرقشدن معدنچیهای گیرافتاده را بگیرند!
در این فاصله دهروزه، کمپین تبلیغاتی و پرسروصدای مدیران صنعتی ایالاتمتحده (ویدئو) برای بیاعتبارکردن کیفیت محصولات چینی با توسل به دیدهشدن موارد فراوان نقض استانداردهای اسباببازیسازی در محصولات یکی از ۱۰هزار کارخانه اسباببازیسازی چینی که ۸۰درصد از اسباببازیهای دنیا (منبع) را تولید میکنند، هم با موفقیت نسبی صورت گرفت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2007/8/25ساعت 4:39  توسط هادی
|
مشکلی شاید تاکنوندیدهنشده
حالا که دوباره بازار تشخیص موارد تشویش اذهان عمومی داغ شده، وطنپرستی من وادارم میکند چندتا از عوامل اصلی این تشویش اذهان عمومی را به اطلاع برادران مسئول برسانم.
به نظر اینجانب، یکی از عمدهترین موارد تشویش اذهان عمومی به خصوص اذهان جوانها برنای مملکت، کتابهای درسیای هستند که توسط خود جمهوری اسلامی تدوین شدهاند و در تمام این بیست و اندیسال بهگستردگی در مدرسههای کشور تدریس شدهاند. در این کتابها ارزشهایی مانند عدالت، برابری، آزادی، زیر بار ظلم نرفتن، پای حرف حق ایستادن حتا اگر به ضرر فرد تمام شود، فداکاری برای پیشرفت جامعه و عموم مردم، و قیام در برابر ظلم، که میتوان گفت ارزشهایی جهانشمول و فارغ از اسلام یا هر دین دیگری هستند، جوری به بچههای مردم آموخته شدهاند که این بچههای بیزبان مجبور هستند وقتی بزرگ شدند هرجور که شده یک حکومتی را پیدا کنند و آن را به عنوان یک حکومت ظالم در نظر بگیرند و بر آن بتازند.
...
این یادداشت را بیهیچ مطالعه دقیق و آماری در موضوع موردنظر نوشتهام. شاید مطالعه دقیقتر، اساساً این ایده خام مرا تکذیب کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2007/8/25ساعت 2:43  توسط هادی
|