تبليغاتX
هادی‌نامه

هادی‌نامه

دغدغه‌های روزمره يک دانش‌جوی جامعه‌شناسی كه با حفظ‌سمت، روزنامه‌نگاری هم می‌كند...

يعنى تبريک

آدم‌هاى فردايى

نسبت آدم‌ها با زمان، چند شکل دارد. بعضى‌ها را که مى‌بينى ياد گذشته مى‌افتى. بعضى‌هاى ديگر را وقتى مى‌بينى در همان زمان حال که به‌سر مى‌برى، باقى مى‌مانى. اما بعضى‌ها هستند که آدم را ياد آينده مى‌اندازند. اسم‌شان يک‌جورهايى با آينده گره خورده و وقتى مى‌خواهى بشناسى‌شان يا به کسى معرفى‌شان کنى، به آينده‌شان فکر مى‌کنى که چه آفتابى خواهدبود - اگر قدر خود را بدانند و دُرُست ادامه بدهند.

محمدرضا جلائى‌پور و فاطمه‌شمس دوتا از آدم‌هايى هستند که با ديدن‌شان، آينده پيش چشمم مى‌آيد . براى اين دو دوست خوش‌فردا که - با آن شامى که به‌مان دادند- به هم نزديک‌تر شده‌اند، آرزوى روزهاى بهترى دارم. اميدوارم از آن آينده‌اى‌‌هايى باشند که مى‌دانند عشق را بايد دست‌مايه زندگى مشترک کرد، نه سرمايه‌اش.

نام محمدرضا و فاطمه را به‌خاطر بسپريد که فرداها بيش‌تر ازشان خواهيدشنيد؛

فردا، به فردايى‌ها لب‌خند مى‌زند…

+ نوشته شده در  2005/9/28ساعت 13:38  توسط هادی  | 

سياست آخرالزمانى

وفاىبه‌عهد نيوزيلندى

کيث‌لک، لُخت در بازارجديد شهر آکلند، نيوزيلند. کليک کن تا تصوير بزرگ‌تر را ببينى.اين آقا اسمش کيث‌‌لُک (کيت لک) است و اصلاً هم از اين آدم‌هاى بى‌کار که هرازگاهى عشق‌شان مى‌کشد يک‌جورى بيايند در خيابان که همه ازشان عکس بگيرند يا از خيابان‌خواب‌هايى نيست که ديگر به تصوير ثابت شهرهاى اروپايى تبديل شده‌اند. او يک سياست‌پيشه نيوزيلندى است که براى وفاىبه‌عهد حاضر شده لخت شود و در يکى از شلوغ‌ترين خيابان‌هاى آکلند راه برود!

او که عضو حزب‌سبز نيوزيلند است، در جريان رقابت‌هاى انتخاباتى روز شنبه اين هفته (21سپتامبر2005) قول داده‌بود اگر رقيبش رادنى‌هايد رهبر حزب‌عمل(Act Party) نيوزيلند از او ببرد و کرسى‌اش را در پارلمان نيوزيلند بگيرد، بدون‌لباس در خيابان راه برود. امروز (25سپتامبر2005) او به قولش وفا کرد و 500متر در بازار جديد آکلند راه رفت.

کيث‌‌لک در راه‌پيمايى وفاىبه‌عهدش فقط شُرت‌ مردانه و جوراب و کفش پوشيده‌بود و روى بدنش کت‌وشلوار و کراواتى سبزرنگ با پيراهنى سفيد سِت شده‌بود. اين آقا در جريان راه‌پيمايى لُخت‌وضعش همان کيفى را به دست داشت که به‌طور معمول دست مى‌گيرد. او پيش‌تر خبر داده‌بود که به اين صورت در خيابان ظاهر خواهدشد و آن‌را «هنرمندانه» خوانده‌بود. اعضاى ديگر حزب سبز نيوزيلند، هم‌فکر سياسى خود را در اين راه‌پيمايى 500مترى خبرساز تنها نگذاشتند و با لب‌هايى که تا بناگوش به خنده باز بود، لُک را هم‌راهى کردند.

اين‌طور که در خبرها آمده اتفاقاً پيروزى رقيب کيث‌لُک غيرمنتظره بوده و گويا زمانى که او چنين قول عجيب‌وغريبى مى‌داده، فکرش را هم نمى‌کرده که صندلى آکلند را در پارلمان نيوزيلند به رقيب «عملى»‌اش واگذار خواهدکرد. حدسش سخت نيست که شايد اصلاً مردم اين شهر به رادنى‌هايد راى داده‌اند که يک‌بار هم آقاى لُک را لخت ببينند! با اين حساب، مى‌توان اين فرضيه را در نظر گرفت که گاه مردم به يک‌نفر راى مى‌دهند که بخندند! براى ما ايرانى‌ها که اخيراً تجربه انتخابات رياست‌جمهورى را پشت‌سر گذاشته‌ايم، پذيرفتن اين فرضيه چندان دشوار نيست.

هنوز درباره راه‌پيمايى عجيب‌احوال کيث‌لُک در آکلند، چيزى روى وب‌لاگ قورباغه‌اى حزب‌سبز نيوزيلند نوشته‌ نشده‌است.

---

پس‌نوشت: به‌نظرم در ثبت گويش فارسى نام اين نام‌زد ناکام حزب‌سبز نيوزيلند به‌خطا رفته‌ام. حالا فکر مى‌کنم تلفظ درست نام او لُک باشد بر وزن جُک. پيش‌تر آن‌را کيث لاک (کيت لاک) نوشته‌بودم که به‌اين‌ترتيب درستش مى‌کنم.

+ نوشته شده در  2005/9/27ساعت 21:20  توسط هادی  |